قهرمان ميرزا عين السلطنه
546
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
قنات خوابيدم . خواب خوب ، جاى خوب . همينطور هرچه آخرش خوب بيايد . شبى در كمال راحت و آسودگى گذشت . اين شعر شيخ سعدى عليه الرحمه را امروز هرچه بخوانم كم است : « مرا راحت از زندگى دوش بود . الى آخر . » حضرت اسعد و الا چهار روزه كهريزك تشريففرما مىشوند . آقاى عماد السلطنه و من هم هستيم . جناب ، محمد حسن ميرزا هم شايد باشند . اگر جمعا باشيم خيلى خوش خواهد گذشت . فردا انشاء الله صبح زود خواهيم رفت . هفت فرسنگ بايد متجاوز باشد . روز اول خيلى راه است . سفر كهريزك چهارشنبه نهم - ديروز عصر آقاى عماد السلطنه براى رفتن كهريزك شمران آمدند . شب را باغ بودند . امروز صبح بسيار زود برخاسته حمام بدى رفتم ، از آنجا باغ . نيم از دسته گذشته سوار شده رو به كهريزك روانه شديم . جناب نيامد . محمد حسن ميرزا را آنچه اصرار كرديم دلايل بىمعنى و مطالب غيرصحيح گفت . آخر خنكى را تمام كرد نيامد . از فرحزاد و كن رد شده از قورى چاى گذشتيم . اين قورى چاى شكارگاه مخصوص خاقان مغفور و شاه مرحوم بوده . زمستان مىگويند كبك و تيهوى بسيار اطرافش جمع مىشود . در قريهء وردورد « 1 » ملكى عيال جلال الدوله ناهار خورديم . بعد از ناهار سرازير شده رو به جنوب غربى رفتيم . از نهرهاى كرج مىگذشتيم . حقيقت اين طرف طهران را اين رودخانه و سمت ورامين را رودخانهء جاجرود آباد نگاه داشته . دو رودخانهء پرمنفعت خوبى هستند . هوا گرم بود و عطش بىاندازه داشتيم . همهجا آبادى زياد بود . ده به ده چسب است . دو ساعت و نيم به غروب مانده به قريهء كهريزك رسيديم . خيابان بيد خوبى دارد . در بالاخانهء سردر قلعه قدرى راحت كرده بعد به باغ بزرگ آفتابگردان زده رفتيم . دو باغ بسيار خوب دارد . حضرت و الا همان بالاخانه بودند . هوا مختلف گاهى سرد و گاهى گرم بود . باغ حسام السلطنه - قريهء قمچاق پنجشنبه دهم ربيع الاول - صبح به شدت سرد بود كه به آتش محتاج بوديم . بىاعتدالى هوا و خوردن آن همه ميوهجات باعث آن همه شدت امراض مختلفهء شهريار مىشود . اين باغ بزرگ اگر درست توجه كنند و خوب موبرى كرده بيل بزنند سالى هفتاد هشتاد خروار كشمش مىدهد . باغ كوچك دو خيابان تبريزى بسيار خوب دارد كه خيلى بر زينت باغ افزوده است . حسام السلطنه هيچ نگاهدارى از اين ده نكرده ، تا توانسته در خرابى كوشيده من بعد مگر آباد شود . زمينهايش را قنات قريهء قمچاق ملكى شعاع الدوله و عيالش ضايع كرده . تمام چمن شده و آب پس مىدهد . نمىشود كشت و زرع كرد . دو ده شعاع الدوله ويران و الان بدون سكنه است . امسال گفتند پنج خروار عمل داده است و حال آنكه ده بسيار خوبى است . حضرت و الا قدرى اين ده را گران خريدند . ليكن هزار مرتبه شكر دارد كه پول نزد ميرزا احمد صراف و « كمپانى
--> ( 1 ) - امروز « ورداورد » گفته مىشود .